پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸

جز زلف یار غالیه بر روی مه که کرد

یا سایبان مهر ز شعر سیه که کرد

گر می مدد ز لب لعل او نیافت

بر عقل کار دانش نگوئی که شه که کرد

خوبان صفا ز پرتو روی تو میبرند

جز آفتاب تصفیه روی مه که کرد

گر حسن دلفریب توام پیشوا نگشت

در کوی عاشقیت ترا سر بره که کرد

جز زلف مشکبار تو تشویش من که داد

جز خال عنبرین تو حالم تبه که کرد

از من بتهمت گنهی رخ بتافتی

گشتی زمن ملول و گرنه گنه که کرد

گفتم نیاز ابن یمین بین و رحم کن

از نار سوی ابن یمین خود نگه که کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰جانا ز لبت ما را گر کام نخواهد بود
  2. شمارهٔ ۱۱۱چون نبات از شکر میگونش سر بر میزند
  3. شمارهٔ ۱۱۲چو روی آن پری پیکر گلی بیخارکی باشد
  4. شمارهٔ ۱۱۳چون پسته خندان توأم در نظر آید
  5. شمارهٔ ۱۱۴خطش از ریحان طرازی بر گل سوری کشید
  6. شمارهٔ ۱۱۵دل دیوانه سار من چو از زلفش در آویزد
  7. شمارهٔ ۱۱۶در خواب اگر خیال تو بر من گذر کند
  8. شمارهٔ ۱۱۷روز و شب از دو چشم من گر همه سیل خون شود
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.