پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

با ما غم هجران تو ای دوست نه آن کرد

کان قصه توانیم بصد سال بیان کرد

از خانه دل رخت صبوری بدر انداخت

چه جای صبوری که از اینخانه روان کرد

با باغ و بهار طربم آتش شوقت

آن کرد که با برگ رزان باد خزان کرد

پیدا شد ازین اشک روان خلق جهانرا

رازیکه دل غمزده در پرده نهان کرد

دریاب مرا بار دگر زنده کزین پس

هجران تو ای سرو روان قصد روان کرد

چوگان قضا باز چو گوی ابن یمین را

سرگشته و برگشته در آفاق دوان کرد

با ما سرگردون جفا پیشه چو خوش نیست

با خصم و بوی غیر مدارا چه توان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴بر گل سیراب سنبل را چو جولان میدهد
  2. شمارهٔ ۱۰۵تا سنبل سیراب تو بر لاله گره شد
  3. شمارهٔ ۱۰۶تا سنبل تر بر سمنت جلوه گری کرد
  4. شمارهٔ ۱۰۷تا ز پیشم نازنین دلدار شد
  5. شمارهٔ ۱۰۸جز زلف یار غالیه بر روی مه که کرد
  6. شمارهٔ ۱۰۹جز رخ یار من بهار که دید
  7. شمارهٔ ۱۱۰جانا ز لبت ما را گر کام نخواهد بود
  8. شمارهٔ ۱۱۱چون نبات از شکر میگونش سر بر میزند
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.