پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱

بوئی که ز چین سر زلفت بمن آید

خوشتر ز دم نافه مشک ختن آید

جز قامت رعنای تو بالا ننماید

سروی که ازو بوی گل و یاسمن آید

میگون لب شیرین تو چون در نظرآرم

در دیده غمدیده عقیق یمن آید

با کوثر اگر وصف لب لعل تو گویم

آبش ز خوشی سخنم در دهن آید

در تاب و سرافکنده بود سرو چو نرگس

گر قد چو شمشاد تو سوی چمن آید

آمد بلب از چاه زنخدان تو جانم

گر در کفش از زلف تو مشکین رسن آید

بر آتش اندوه دلم آب فشاند

بادی که ز خاک سر کویت بمن آید

آمد بدل ابن یمین دوش خیالت

چون یوسف مصری که به بیت الحزن آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳بازم از دیده در بار گهر می‌آید
  2. شمارهٔ ۱۰۴بر گل سیراب سنبل را چو جولان میدهد
  3. شمارهٔ ۱۰۵تا سنبل سیراب تو بر لاله گره شد
  4. شمارهٔ ۱۰۶تا سنبل تر بر سمنت جلوه گری کرد
  5. شمارهٔ ۱۰۷تا ز پیشم نازنین دلدار شد
  6. شمارهٔ ۱۰۸جز زلف یار غالیه بر روی مه که کرد
  7. شمارهٔ ۱۰۹جز رخ یار من بهار که دید
  8. شمارهٔ ۱۱۰جانا ز لبت ما را گر کام نخواهد بود
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.