پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

بنده ئی کز چو تو شاهی بوی اعزاز رسد

بر مه و مهرش ازینمرتبه صد ناز رسد

آسمان کرد بسی جهد و بجاهت نرسید

کی بدان مسند والا بتک و تاز رسد

دشمنی کز ره کین با تو در آید بمصاف

از تنش طایر جانرا گه پرواز رسد

عهدها کرد فلک با تو بهر وعده که داد

واندر آنست که آن وعده بانجاز رسد

بود در کوره تب پیکرم از شوشه زر

که بدو ضربت پتک و برش گاز رسد

کرمت پرسش من کرد و گر نه چه محل

چون منی را که بگوشم ز تو آواز رسد

نرسد تا به ابد صدمت انده بدلی

که ز الطاف توأش مونس و دمساز رسد

تو بمانی که بر اورنگ شهی تا گه حشر

نه همانا که نظیر تو سرافراز رسد

مرغ جانم چه شود گر بپرد چون کرمت

هست ضامن که دگر باره بمن باز رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰با من و دلدار من جز بخت در مجلس مباد
  2. شمارهٔ ۱۰۱بوئی که ز چین سر زلفت بمن آید
  3. شمارهٔ ۱۰۲با ما غم هجران تو ای دوست نه آن کرد
  4. شمارهٔ ۱۰۳بازم از دیده در بار گهر می‌آید
  5. شمارهٔ ۱۰۴بر گل سیراب سنبل را چو جولان میدهد
  6. شمارهٔ ۱۰۵تا سنبل سیراب تو بر لاله گره شد
  7. شمارهٔ ۱۰۶تا سنبل تر بر سمنت جلوه گری کرد
  8. شمارهٔ ۱۰۷تا ز پیشم نازنین دلدار شد
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.