پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

آنها که درین دوران صاحبنظران باشند

چون بر سر کوی او با هم گذران باشند

در مستی عشق او گر باخبرند از خود

نزدیک خبرداران از بیخبران باشند

در بحر غمش غرقم آنها چه خبر دارند

کز لجه این دریا مانده بکران باشند

گر خسرو پرویز است فرهاد زمان گردد

جائیکه درو یکسر شیرین پسران باشند

ای باد بگو با او کز سوختگان خود

بشنو سخنی کایشان صاحبنظران باشند

بر ابن یمین عشقت گر عیب همی دانند

آنها که کنند اینعیب از بیهنران باشند

از طعنه بدگویان ناچار گذر نبود

عیسی چه محل دارد جائی که خران باشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸بنده ئی کز چو تو شاهی بوی اعزاز رسد
  2. شمارهٔ ۹۹بر برگ گلش سنبل سیراب ببینید
  3. شمارهٔ ۱۰۰با من و دلدار من جز بخت در مجلس مباد
  4. شمارهٔ ۱۰۱بوئی که ز چین سر زلفت بمن آید
  5. شمارهٔ ۱۰۲با ما غم هجران تو ای دوست نه آن کرد
  6. شمارهٔ ۱۰۳بازم از دیده در بار گهر می‌آید
  7. شمارهٔ ۱۰۴بر گل سیراب سنبل را چو جولان میدهد
  8. شمارهٔ ۱۰۵تا سنبل سیراب تو بر لاله گره شد
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.