پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

امیدوارم از آنمه که مهربان گردد

اگر حقیقت حال منش عیان گردد

چو بگذرد بدلم یاد رشته گهرش

ز شوق آن تن زارم چو ریسمان گردد

ز تاب لاله سیراب آتش افروزش

گلاب دیده من آب ارغوان گردد

گهی که شعر سیه در حریر ساده کشد

تنم ضعیفتر از تار پرنیان گردد

بآستینش چو دستم نمیرسد آن به

بزیر پاش سرم خاک آستان گردد

ز کوی وی نه گزیری مرا که بلبل مست

نیارد آنکه نه بر طرف گلستان گردد

بسوزم از غم و پروانه وار دم نزنم

بسان شمع گرم جمله سر زبان گردد

بیا که خط تو منشور حسن را طغراست

مثال فائده مند از پی نشان گردد

بگاه وصف لبت از دهان ابن یمین

ز بس لطیف که آید سخن روان گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵آندم که مرا فرقت آن لعبت چین بود
  2. شمارهٔ ۹۶آنها که درین دوران صاحبنظران باشند
  3. شمارهٔ ۹۷باز آمد آن نگار که از ما بریده بود
  4. شمارهٔ ۹۸بنده ئی کز چو تو شاهی بوی اعزاز رسد
  5. شمارهٔ ۹۹بر برگ گلش سنبل سیراب ببینید
  6. شمارهٔ ۱۰۰با من و دلدار من جز بخت در مجلس مباد
  7. شمارهٔ ۱۰۱بوئی که ز چین سر زلفت بمن آید
  8. شمارهٔ ۱۰۲با ما غم هجران تو ای دوست نه آن کرد
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.