پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

ای لعل درفشان تو کرده بیان روح

نام تو داده خلق جهانرا نشان روح

از بسکه روحم از شکرت یافت تربیت

جز شکر شکرت نسراید زبان روح

جسم ترا بعالم خاکی چه نسبت است

روحست جان عالم و جسم تو جان روح

از من مکن کناره که عمریست تا بمهر

میپرورم وفای تو را در میان روح

روح مجسم است وجود تو ز آنسبب

باشد نهان ز دیده خلقان بسان روح

گویند روح را نبود در جهان مکان

یاقوت آبدار تو اینک مکان روح

گشتی ز جور عشق تو ابن یمین هلاک

میگون لب تو گر نشدی در ضمان روح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳امیدوارم از آنمه که مهربان گردد
  2. شمارهٔ ۹۴آن ترک یغمائی نگر دلها بیغما میبرد
  3. شمارهٔ ۹۵آندم که مرا فرقت آن لعبت چین بود
  4. شمارهٔ ۹۶آنها که درین دوران صاحبنظران باشند
  5. شمارهٔ ۹۷باز آمد آن نگار که از ما بریده بود
  6. شمارهٔ ۹۸بنده ئی کز چو تو شاهی بوی اعزاز رسد
  7. شمارهٔ ۹۹بر برگ گلش سنبل سیراب ببینید
  8. شمارهٔ ۱۰۰با من و دلدار من جز بخت در مجلس مباد
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.