پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

هنگام نو بهار و لب جویبار و کشت

دریاب ساقیا که تو حوری و این بهشت

بر بند همچو نی کمر اندر هوای عشق

از خاک جم بزن بسر خم کلاه خشت

گر جام زر کشم ز کف یار سیمتن

عیبم مکن که از ازل اینست سرنوشت

جام ار ز دست دوست بود زهر و می یکیست

آنجا که وصل اوست چه محراب و چه کنشت

جانها فدای دوست که رضوان بباغ خلد

طوبی براستی چو سهی سرو او نکشت

در کین مشو زمهر من ایمه که کردگار

از مهر مه رخان گل ابن یمین سرشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵هر سحر بی شام زلفین تو ای حورا صفت
  2. شمارهٔ ۸۶هرکه با زلف تو اندر دام نیست
  3. شمارهٔ ۸۷یا رب این پسته شیرین چه شکر گفتارست
  4. شمارهٔ ۸۸یا رب این بوی خوش از روضه رضوان برخاست
  5. شمارهٔ ۸۹یا رب این بوی خوش از زلف دلارام منست
  6. شمارهٔ ۹۰زهی من وفای تو نا دیده هیچ
  7. شمارهٔ ۹۱ای لعل درفشان تو کرده بیان روح
  8. شمارهٔ ۹۲از روی تو ایمهوش گر پرده بر اندازند
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.