پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

هر سحر بی شام زلفین تو ای حورا صفت

چشمه چشمم پر از گوهر شود دریا صفت

روضه رضوان فروغی از شعاع روی تست

من نمیدانم جز اینت ای بت زیبا صفت

لؤلؤ کافور وش چون سر فرا گوش تو بود

غیرتم بگداختش از نیستی لالا صفت

من در مهرت گشاده بر دل شیدا و تو

بسته ئی بر هیچ در کینم کمر جوزا صفت

نقش تو چون ماند بر آب روان چشم من

مهر مهر من چرا شد ز آندل خارا صفت

من توام ور تو منی اینست وصف ما و بس

گر چه بر نوع دگر گویندمان هر جا صفت

گر تو جان تن نه ئی ابن یمین را پس چرا

می نبیند جز ترا و اینست خود جانرا صفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷یا رب این پسته شیرین چه شکر گفتارست
  2. شمارهٔ ۸۸یا رب این بوی خوش از روضه رضوان برخاست
  3. شمارهٔ ۸۹یا رب این بوی خوش از زلف دلارام منست
  4. شمارهٔ ۹۰زهی من وفای تو نا دیده هیچ
  5. شمارهٔ ۹۱ای لعل درفشان تو کرده بیان روح
  6. شمارهٔ ۹۲از روی تو ایمهوش گر پرده بر اندازند
  7. شمارهٔ ۹۳امیدوارم از آنمه که مهربان گردد
  8. شمارهٔ ۹۴آن ترک یغمائی نگر دلها بیغما میبرد
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.