پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۸۷

یا رب این پسته شیرین چه شکر گفتارست

و آن چه شکل است و شمایل چه قد و رفتارست

زهره شد ماه شب چارده را حلقه بگوش

یا بنا گوش چو سیم و گهر شهوارست

بسکه در پای گل از حسرت او خار شکست

تا بدید آنکه گل عارض او بی خارست

اوست کز زلف و رخش گلشن جانرا همه سال

سنبل غالیه بوی و ورق گلنارست

پسته را از حسد غنچه خندانش دلیست

نیمه ئی خون و دگر نیمه ازو زنگارست

نرگسش خون دلم خورد و ازو نیست دریغ

شربتش چون ندهم خاصه چنین بیمارست

دل نیارم که نگهدارم از آن جان جهان

ز آنکه پیوسته دلم در پی آن دلدار است

هر که در صورت او بنگرد و جان ندهد

آدمی نیست یقین صورت بر دیوارست

در جهان ز ابن یمین وصف لبش هر که شنید

آفرین کرد بر او گفت شکر گفتار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹یا رب این بوی خوش از زلف دلارام منست
  2. شمارهٔ ۹۰زهی من وفای تو نا دیده هیچ
  3. شمارهٔ ۹۱ای لعل درفشان تو کرده بیان روح
  4. شمارهٔ ۹۲از روی تو ایمهوش گر پرده بر اندازند
  5. شمارهٔ ۹۳امیدوارم از آنمه که مهربان گردد
  6. شمارهٔ ۹۴آن ترک یغمائی نگر دلها بیغما میبرد
  7. شمارهٔ ۹۵آندم که مرا فرقت آن لعبت چین بود
  8. شمارهٔ ۹۶آنها که درین دوران صاحبنظران باشند
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.