پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

هرکه با زلف تو اندر دام نیست

همچو من پیوسته بی آرام نیست

گر چه باشد سرو همبالای تو

راستی را چون تو با اندام نیست

چشم نرگس دل نیارد کرد صید

زآنکه چون چشم خوشت بادام نیست

با تو جز خوبی نشان دیگرست

تا چه چیزست آنکه او را نام نیست

بیتو صبحی نگذرد بر عاشقان

کز فراقت تیره تر از شام نیست

این سر بیمغز من سودای وصل

میپزد دائم ولی جز خام نیست

خویشتن خواهم که گویم با تو راز

ز آنکه قاصد محرم پیغام نیست

با تو در خلوت مدامم آرزوست

بیش از اینم منتهای کام نیست

ساقیا می ده که رند خاص را

سهل باشد گر قبول عام نیست

می پرستی کن چو جم از بهر آنک

در جهان روشندلی چون جام نیست

در ازل آغاز کرد ابن یمین

مستیی کش تا ابد انجام نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸یا رب این بوی خوش از روضه رضوان برخاست
  2. شمارهٔ ۸۹یا رب این بوی خوش از زلف دلارام منست
  3. شمارهٔ ۹۰زهی من وفای تو نا دیده هیچ
  4. شمارهٔ ۹۱ای لعل درفشان تو کرده بیان روح
  5. شمارهٔ ۹۲از روی تو ایمهوش گر پرده بر اندازند
  6. شمارهٔ ۹۳امیدوارم از آنمه که مهربان گردد
  7. شمارهٔ ۹۴آن ترک یغمائی نگر دلها بیغما میبرد
  8. شمارهٔ ۹۵آندم که مرا فرقت آن لعبت چین بود
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.