پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۸۴

هر کجا صاحبدلی آزاده و فرزانه ایست

در هوای زلف چون زنجیر او دیوانه ایست

تا نپنداری که آن خال است بر رخسار او

از سویدای دلم بر خرمن مه دانه ایست

آبحیوان پیش لعلش خاکساری بیش نیست

در هوای عارضش شمع فلک پروانه ایست

در هوای حسن او و عشق شورانگیز من

قصه فرهاد و شیرین مختصر افسانه ایست

گر کنم سر در سر سودای زلف پر خمش

سهل باشد جان فدای او که خوش جانانه ایست

عاقلان تدبیر کار ایندل شیدا کنید

کو برای آشنائی با خرد بیگانه ایست

روی سوی کعبه کردن کی روا باشد مرا

با دلی کز یاد آن بت دائما بتخانه ایست

هوشیاری ناید از ابن یمین در دور او

زانکه اینمستی نه از جام است نز پیمانه ایست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶هرکه با زلف تو اندر دام نیست
  2. شمارهٔ ۸۷یا رب این پسته شیرین چه شکر گفتارست
  3. شمارهٔ ۸۸یا رب این بوی خوش از روضه رضوان برخاست
  4. شمارهٔ ۸۹یا رب این بوی خوش از زلف دلارام منست
  5. شمارهٔ ۹۰زهی من وفای تو نا دیده هیچ
  6. شمارهٔ ۹۱ای لعل درفشان تو کرده بیان روح
  7. شمارهٔ ۹۲از روی تو ایمهوش گر پرده بر اندازند
  8. شمارهٔ ۹۳امیدوارم از آنمه که مهربان گردد
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.