پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

هرگز از یاد نخواهد شدنم صحبت دوست

کی فراموش شود چون همه هستی من اوست

بی سهی سرو و سمن سای تو ایجان جهان

همچو اوراق دلم خون جگر تو بر توست

تا برفتی ز برم در نظرم قامت تو

راست مانند سهی سرو روان بر لب جوست

نفسی وصل ترا من بجهانی ندهم

که قناعت نکنند اهل دل از مغز بپوست

گر کشد مهر رخت بر دل من تیغ رواست

هر بدی کز طرف دوست رسد جمله نکوست

جان بکام دل دشمن ندهد پس چکند

آنجگر سوخته ئی کش نرسد دست بدوست

نه بکام از تو چنین دور فتاد ابن یمین

چه کند دور فلک را چو ستم عادت و خوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴هر کجا صاحبدلی آزاده و فرزانه ایست
  2. شمارهٔ ۸۵هر سحر بی شام زلفین تو ای حورا صفت
  3. شمارهٔ ۸۶هرکه با زلف تو اندر دام نیست
  4. شمارهٔ ۸۷یا رب این پسته شیرین چه شکر گفتارست
  5. شمارهٔ ۸۸یا رب این بوی خوش از روضه رضوان برخاست
  6. شمارهٔ ۸۹یا رب این بوی خوش از زلف دلارام منست
  7. شمارهٔ ۹۰زهی من وفای تو نا دیده هیچ
  8. شمارهٔ ۹۱ای لعل درفشان تو کرده بیان روح
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.