پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

سبزه و آب روان باده گلگون بدست

سرو قدی میگسار خوشتر ازین عیش هست

مستم و امید نیست ز آنکه شوم هوشیار

هوش نیاید بلی مست صبوح الست

همچو رخت اختری دیده گردون ندید

گر چه بگرد سرت گشت ز بالا و پست

مهر دلت برده بس رونق خوبی ماه

کیست بغیر از خلیل کوبت آذر شکست

خیز دل عاشقم مصلحتی را بجوی

بت چکند حسن خویش گر نبود بت پرست

دل بخم زلف او دست زد و خویش را

با همه دیوانگی بر تو بزنجیر بست

غمزه سر مست تو تیر بلا در کمان

بر دل ابن یمین باز گشادست شست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱ساقی قدحی در ده گر هیچ می ات باقیست
  2. شمارهٔ ۶۲ساقیا چون گل شکفت از می‌ْپرستی چاره نیست
  3. شمارهٔ ۶۳شبی خیال تو بر من بصد دلال گذشت
  4. شمارهٔ ۶۴شکرست آن لب میگون تو یاقوت روانست
  5. شمارهٔ ۶۵شهره شهر شد از غایت خوبی رویت
  6. شمارهٔ ۶۶شکن زلف یار پر شکن است
  7. شمارهٔ ۶۷عالم از حسن تو یکسر حسن آباد شدست
  8. شمارهٔ ۶۸عشقبازی با چو تو معشوق کاری بس خوشست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.