پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

شهره شهر شد از غایت خوبی رویت

ای شده ترک فلک از دل و جان هندویت

هست رخسار تو یک ماه که در غره او

جلوه دادست دو عنبر ز هلال ابرویت

چشم بد دور که بستان ارم را گه حسن

خار اندوه نهادست گل خود رویت

فتنه دور قمر نیست در آفاق کنون

بجز آن غمزه غمازوش جادویت

خوان عشقت چو نهادند وصلادر دادند

میخورد دل جگر خویشتن از پهلویت

چه کند این دل دیوانه که در پی نرود

چون بزنجیر کشان میبردش گیسویت

من چنین شیفته ز آنم که رگی از سودا

هست پیوسته مرا با دل زار از مویت

عابدان روی سوی قبله اسلام کنند

عارفانرا نبود قبله جان جز کویت

بستم احرام طواف سر کوی تو ز شوق

که ببوسم حجرالاسود خال رویت

خواب خرگوش بچشم خرد ابن یمین

میدهد غمزه شیرافکن چون آهویت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷عالم از حسن تو یکسر حسن آباد شدست
  2. شمارهٔ ۶۸عشقبازی با چو تو معشوق کاری بس خوشست
  3. شمارهٔ ۶۹قبله جان طاق ابروی شماست
  4. شمارهٔ ۷۰کشور حسن تو امروز بکام دل ماست
  5. شمارهٔ ۷۱گل جمال تو چون بر فراز سرو شکفت
  6. شمارهٔ ۷۲گر چه هر دم ز غمت بر دلم آزاری هست
  7. شمارهٔ ۷۳گر دلم بردی به غارت قصد جان باری چراست
  8. شمارهٔ ۷۴گلهای نوشکفته بهر بوستان که هست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.