پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

شکن زلف یار پر شکن است

ای بسا دل که زیر هر شکن است

تا دلم را شکست طره او

آهم از پای تا بسر شکن است

سبزه خط بگرد عارض او

بصفت طوطی شکر شکن است

کس نیارد نظر برویش کرد

ز آنکه خورشیدوش نظر شکن است

تا دل خسته کرد ابن یمین

بسته زلف یار در شکن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸عشقبازی با چو تو معشوق کاری بس خوشست
  2. شمارهٔ ۶۹قبله جان طاق ابروی شماست
  3. شمارهٔ ۷۰کشور حسن تو امروز بکام دل ماست
  4. شمارهٔ ۷۱گل جمال تو چون بر فراز سرو شکفت
  5. شمارهٔ ۷۲گر چه هر دم ز غمت بر دلم آزاری هست
  6. شمارهٔ ۷۳گر دلم بردی به غارت قصد جان باری چراست
  7. شمارهٔ ۷۴گلهای نوشکفته بهر بوستان که هست
  8. شمارهٔ ۷۵گر مرا جان رود اندر پی جانان از دست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.