پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

ساقی قدحی در ده گر هیچ می ات باقیست

کز سوختگی جانم در غایت مشتاقیست

گر خادم مسجد را قندیل بکف بینم

از شوق دلم گوید کاین ساغر و آن ساقیست

معنی طلب از باطن بگذر زره ظاهر

کاراستن صورت سالوسی و زراقیست

شنگرف لب لعلت زنگار خط سبزت

از صمغ سرشک من در غایت براقیست

مستوفی عشق تو در دفتر خرج من

جز صبر نمیراند مجموع غمت باقیست

گر ابن یمین بوسی از لعل تو برباید

معذور همیدارش کان از ره ذواقیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳شبی خیال تو بر من بصد دلال گذشت
  2. شمارهٔ ۶۴شکرست آن لب میگون تو یاقوت روانست
  3. شمارهٔ ۶۵شهره شهر شد از غایت خوبی رویت
  4. شمارهٔ ۶۶شکن زلف یار پر شکن است
  5. شمارهٔ ۶۷عالم از حسن تو یکسر حسن آباد شدست
  6. شمارهٔ ۶۸عشقبازی با چو تو معشوق کاری بس خوشست
  7. شمارهٔ ۶۹قبله جان طاق ابروی شماست
  8. شمارهٔ ۷۰کشور حسن تو امروز بکام دل ماست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.