پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

ساقیا برخیز کاکنون وقت می نوشیدنست

موسم بستان و هنگام گلستان دیدنست

ابر نیسانی ز بهر گریه بگشادست چشم

غنچه لب بسته را زین پس گه خندیدنست

گلشن حسن ترا گل هست و رنج خار نیست

رخصتم ده تا بچینم ز آنکه وقت چیدنست

ما همی کوشیم و جمعی هم ولیکن ملک وصل

تا کرا بخشد سعادت کاین نه از کوشیدنست

عیش من در بزم جانان از جگر خوردن کباب

وز دل پر خون شراب عاشقی نوشیدنست

تا زمین را از فلک تابد ز رویت آفتاب

در پی اش چون سایه کار عاشقان گردیدنست

گر گناهست اینکه گشت ابن یمینت دوستدار

ذیل عفوی بر گناه او گه پوشیدنست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲ساقیا چون گل شکفت از می‌ْپرستی چاره نیست
  2. شمارهٔ ۶۳شبی خیال تو بر من بصد دلال گذشت
  3. شمارهٔ ۶۴شکرست آن لب میگون تو یاقوت روانست
  4. شمارهٔ ۶۵شهره شهر شد از غایت خوبی رویت
  5. شمارهٔ ۶۶شکن زلف یار پر شکن است
  6. شمارهٔ ۶۷عالم از حسن تو یکسر حسن آباد شدست
  7. شمارهٔ ۶۸عشقبازی با چو تو معشوق کاری بس خوشست
  8. شمارهٔ ۶۹قبله جان طاق ابروی شماست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.