پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

شبی خیال تو بر من بصد دلال گذشت

غلام خوابم از آنشب که آنخیال گذشت

بر آمد از تتق غیب چون غزاله ز میغ

بمن نمود رخ از دور و چون غزال گذشت

چنان نمود مرا در نظر ز غایت لطف

که پیش تشنه تو گوئی مگر زلال گذشت

بخاک پای تو کاندر صفت نمیآید

که بر سرم زغم هجر تو چه حال گذشت

شب فراق تو با روز حشر می مانست

کز امتداد ز پنجه هزار سال گذشت

امید هست که نقصان پذیردم غم دل

بدان دلیل که از غایت کمال گذشت

پیام دادم و گفتم ز رنج فرقت تو

به لاغری تن زار من از هلال گذشت

ازین سپس نتواند کشید ابن یمن

بلای عشق تو کز حد اعتدال گذشت

جواب داد که بانگ نماز در باقی

نرفت اگر چه که دیریست تا بلال گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵شهره شهر شد از غایت خوبی رویت
  2. شمارهٔ ۶۶شکن زلف یار پر شکن است
  3. شمارهٔ ۶۷عالم از حسن تو یکسر حسن آباد شدست
  4. شمارهٔ ۶۸عشقبازی با چو تو معشوق کاری بس خوشست
  5. شمارهٔ ۶۹قبله جان طاق ابروی شماست
  6. شمارهٔ ۷۰کشور حسن تو امروز بکام دل ماست
  7. شمارهٔ ۷۱گل جمال تو چون بر فراز سرو شکفت
  8. شمارهٔ ۷۲گر چه هر دم ز غمت بر دلم آزاری هست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.