پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

ساقیا چون گل شکفت از می‌ْپرستی چاره نیست

صورتی بی‌جان بود کو وقت گل میخواره نیست

نوعروس گل ز مهد غنچه می‌آید برون

بالغ است آری ازین پس جای او گهواره نیست

این زمان کز خرمی صحرا بهشت‌آسا شدست

خانه دوزخ گشت بر دل گر دلی از خاره نیست

بر جهان افکن نظر پس کج نشین و راست گو

از خوشی و خرمی اندر خور نظاره نیست

عزم ثابت دار بر عیش و میی خواه آنچنانک

چون حبابش بر سپهر آبگون سیاره نیست

وقت آن آمد که گوید چون کمال ابن یمین

با پری‌رویی که چون او دلبری عیّاره نیست

در میان سرو و سوسن در ده آن رطل گران

مجلس آزادگان را از گرانی چاره نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴شکرست آن لب میگون تو یاقوت روانست
  2. شمارهٔ ۶۵شهره شهر شد از غایت خوبی رویت
  3. شمارهٔ ۶۶شکن زلف یار پر شکن است
  4. شمارهٔ ۶۷عالم از حسن تو یکسر حسن آباد شدست
  5. شمارهٔ ۶۸عشقبازی با چو تو معشوق کاری بس خوشست
  6. شمارهٔ ۶۹قبله جان طاق ابروی شماست
  7. شمارهٔ ۷۰کشور حسن تو امروز بکام دل ماست
  8. شمارهٔ ۷۱گل جمال تو چون بر فراز سرو شکفت
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.