پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

زین پیش داشتم صنمی سیمبر بدست

اکنون نه عین دارم ازو نه اثر بدست

گوئی که چشم غیرت ایام خفته بود

کان گنجم اوفتاد چنان بیخبر بدست

بازش ربود از کفم ایام و چشم من

دارد به یادگار وی اکنون گهر بدست

ایجان برگزیده کجائی که بیتو دل

دارد همیشه ناله و آه سحر بدست

جان در خطر همی فکنم از برای تو

آری نیامدست گهر بیخطر بدست

از چهره در هوای تو زر میدهم ولیک

جانی که رفت باز نیاید بزر بدست

گوید بطعنه با دل من هر شبی فلک

بیهوده پر مجه که نیاید قمر بدست

صد بار اگر نبات برآید ز خاک من

یکره نیایدم چو تو شاخ شکر بدست

جان بذل کرد ابن یمین در هوای تو

عیبش مکن نداشت جز این مختصر بدست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸سحرگه چون برانگیزد ز خواب آهنگ میدانت
  2. شمارهٔ ۵۹سبزه و آب روان باده گلگون بدست
  3. شمارهٔ ۶۰ساقیا برخیز کاکنون وقت می نوشیدنست
  4. شمارهٔ ۶۱ساقی قدحی در ده گر هیچ می ات باقیست
  5. شمارهٔ ۶۲ساقیا چون گل شکفت از می‌ْپرستی چاره نیست
  6. شمارهٔ ۶۳شبی خیال تو بر من بصد دلال گذشت
  7. شمارهٔ ۶۴شکرست آن لب میگون تو یاقوت روانست
  8. شمارهٔ ۶۵شهره شهر شد از غایت خوبی رویت
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.