پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

زلف عنبر شکنت مایه ده مشک خطاست

پیش چین سر زلفت سخن مشک خطاست

لعل نوشین تو دارد صفت آبحیات

خط مشکین ترا خاصیت مهر گیاست

چشم بد دور از آنروی چو ماه و خط سبز

که بر آئینه تو گوئی مگر آه دل ماست

آفتاب فلک ار روی بروی تو کند

از حسد همچو مه نوفتد اندر کم و کاست

در غم عارض خورشیدوشت جان و دلم

گر چه از زلف تو آویخته دام بلاست

گر نجات دل اینخسته ز غم میطلبی

نظری کن که اشارات تو قانون شفاست

طمع از دانه خالت نبرد مرغ دلم

گر چه از زلف تو آویخته دام بلاست

هست بر حال دلم ناله شبگیر گواه

خود ترا بر دل من بنده چه حاجت بگو است

تا بقصد دلم آنماه کلهدار کمر

بست بر هیچ مرا پیرهن صبر قباست

من نه تنها نگران رخ چونماه ویم

جمله صاحبنظران مینگرند از چپ و راست

نظر ابن یمین نیست بر آنعارض و خال

نظر او همه بر نازکی صنع خداست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷ساقی بیا که موسم آب چو آتش است
  2. شمارهٔ ۵۸سحرگه چون برانگیزد ز خواب آهنگ میدانت
  3. شمارهٔ ۵۹سبزه و آب روان باده گلگون بدست
  4. شمارهٔ ۶۰ساقیا برخیز کاکنون وقت می نوشیدنست
  5. شمارهٔ ۶۱ساقی قدحی در ده گر هیچ می ات باقیست
  6. شمارهٔ ۶۲ساقیا چون گل شکفت از می‌ْپرستی چاره نیست
  7. شمارهٔ ۶۳شبی خیال تو بر من بصد دلال گذشت
  8. شمارهٔ ۶۴شکرست آن لب میگون تو یاقوت روانست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.