پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

روی شهر آر ای یارم گر نبودی آفتاب

کی شدی از دیدن او دیده مشتاق آب

چون گشاید از کمین ترک کمان ابرو خدنگ

بر غرض دارد گذر همچون دعای مستجاب

تاب رخسار چو ماه او همی سوزد مرا

سوزد آری تار کتانرا فروغ ماهتاب

شاد میگردم چو دلبر میکند با من عتاب

ز آنکه باشد دوستی بر جای تا باشد عتاب

دلگشای و غم زدا آمد هوای یار من

چون صبوح اندر بهار و همچو عمر اندر شباب

ای خط شیرین تو چون سبزه بر آب روان

زلف مشکینت میانش سایبان بر آفتاب

سر بپایت درفکند ابن یمین از شوق و گفت

این که میبینم به بیداریست یا رب یا بخواب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱گر از روی تو افتد عکس بر آب
  2. شمارهٔ ۲۲اگر معشوق سیم اندام اهلست
  3. شمارهٔ ۲۳ای ترک بده باده گلفام که عیدست
  4. شمارهٔ ۲۴ای قبله صاحبنظران روی چو ماهت
  5. شمارهٔ ۲۵آن کزو داریم درد دل دوای جان ماست
  6. شمارهٔ ۲۶ای مرا خاک کف پای تو چون آبحیات
  7. شمارهٔ ۲۷ایدل مده ببند سر زلف یار دست
  8. شمارهٔ ۲۸بفروغ مهر رویش که مهست از آن عبارت
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.