پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

ایدل مده ببند سر زلف یار دست

مارست زلف یار مبر سوی مار دست

بر عهد دلبران نتوان استوار بود

ایدل بعهدشان ندهی زینهار دست

دارم بدست بوس وی امیدها و لیک

بی زر نمیدهد بت سیمین عذار دست

در نرد دلبری رخ او مهر و ماه را

ده خصل طرح داده و بر ده هزار دست

در آرزوی آنکه ز گلزار عارضش

چینم گلی گرفت مرا خار خار دست

گر عاشقی حذر مکن از طعنه رقیب

بی گل نشیند آنکه بپوشد ز خار دست

مائیم در هوای سهی سرو قامتت

بر سر زنان همیشه بسان چنار دست

در تاب آفتاب غم از پا در آمدم

ایسرو سایه ور ز سرم بر مدار دست

جان در میان بحر غم افتاد و باک نیست

گر خواهدم رسید بلب یا کنار دست

برد است در هوای گلستان عارضت

چشمم بگاه گریه ز ابر بهار دست

از خون دل نگار کنم چشم خویش را

باشد که گیرد ابن یمین را نگار دست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹بیتو ایجان و جهان کار من از دست برفت
  2. شمارهٔ ۳۰بحسن روی تو خورشید عالم آرانیست
  3. شمارهٔ ۳۱با من آن مهروی من نامهربان از بهر چیست
  4. شمارهٔ ۳۲باد صبا چون نقاب از رخ گل برگرفت
  5. شمارهٔ ۳۳بر ماه و سرو آید هر لحظه صد قیامت
  6. شمارهٔ ۳۴بر دلم از جور او امبار بار دیگرست
  7. شمارهٔ ۳۵بر سپهر حسن رویش آفتابی دیگرست
  8. شمارهٔ ۳۶بنده سروم بآزادی که چون بالای تست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.