پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

بر سپهر حسن رویش آفتابی دیگرست

لیکن از شعر سیاهش سایبانی دیگرست

زینت خوبان بگاه جلوه از زیور بود

روی شهر آرای تو زیب و بهای زیورست

گفتم آرم در دهن ناگه لبت خندید و گفت

ز آن نمیترسی که بگدازد نه آخر شکرست

با خرد گفتم که زیر سایه زلفش رخ است

گفت میگویند اما آفتابی دیگرست

درد عشقش چون نهان دارم که بر رویم ز اشک

شرح آنرا خوش خطی از سیم بر سطح زرست

بس که هست ابن یمین را آرزوی وصل او

یک سخن کز روی معنی گنجهای گوهرست

استعارت کرد از درگاه شاهنشاه و گفت

باز اندر دل تمنای وصال دلبرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷پرتو روی تو بر کسوت خوبی علم است
  2. شمارهٔ ۳۸تا بر گل سیراب تو از غالیه خالیست
  3. شمارهٔ ۳۹ترا ز شکر شیرین از آن دمید نبات
  4. شمارهٔ ۴۰توئی که سایه زلفت شعار خورشیدست
  5. شمارهٔ ۴۱جبیب یار پاکدامن مطلع روز منست
  6. شمارهٔ ۴۲جانا دلم آمد بهوای سر زلفت
  7. شمارهٔ ۴۳چون بت من بر سمن زلف معنبر شکست
  8. شمارهٔ ۴۴خرامان میرود دلبر تعالی الله چه رفتارست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.