پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

چون بت من بر سمن زلف معنبر شکست

رونق کافور شد قیمت گوهر شکست

بر مه تابان او ابروی همچون هلال

پرده مانی درید خامه آذر شکست

تا بشکر خنده کرد لعل لبش درفشان

رسته پروین گسست رشته گوهر شکست

باد صبا صبحدم بر گل رویش وزید

نازکی او چو دید بر سمن تر شکست

خواست برابر شود با رخ زیباش ماه

مهر رخ او فکند بر مه انور شکست

ماه چو با آفتاب روی در آرد بروی

از پی آن اوفتد کار وی اندر شکست

گر دل ابن یمین بشکند آن نازنین

جانش فدا باد و هست ار شکند ور شکست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵خوشست آن پستهٔ خندان و خوش آن گفتارت
  2. شمارهٔ ۴۶دلا بدست گرفتی می این چه دستانست
  3. شمارهٔ ۴۷در عشق هیچ درد چو درد حبیب نیست
  4. شمارهٔ ۴۸دهن غنچه وشت پسته خندان منست
  5. شمارهٔ ۴۹دوش چه دانی مرا بیتو چه بر سر گذشت
  6. شمارهٔ ۵۰روی شهر آرای یارم آفتابی دیگرست
  7. شمارهٔ ۵۱روی زیبای تو آرایش هر انجمن است
  8. شمارهٔ ۵۲رخسار لاله رنگ خوشت آتش ترست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.