پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

در عشق هیچ درد چو درد حبیب نیست

درمان درد عشق بدست طبیب نیست

ای زلف پر ز چین تو شام دل غریب

دانی که هیچ شام چو شام غریب نیست

دریاب کز فراق تو یک لحظه نگذرد

کز خون دیده چهره زردم خضیب نیست

در شرع واجبست زکاتی زهر نصاب

لیک از نصاب حسن تو ما را نصیب نیست

گر من زعشق روی تو افغان کنم رواست

گل بی فغان و مشغله عندلیب نیست

درد دلم ز لعل تو درمان پذیر شد

آری ز لعل منفعت دل عجیب نیست

ساقی بیار باده که بر رغم دشمنان

با دوست همنشینم و ترس از رقیب نیست

ابن یمین بپات در افکند سر ز مهر

گفتش خرد که در خور پای حبیب نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹دوش چه دانی مرا بیتو چه بر سر گذشت
  2. شمارهٔ ۵۰روی شهر آرای یارم آفتابی دیگرست
  3. شمارهٔ ۵۱روی زیبای تو آرایش هر انجمن است
  4. شمارهٔ ۵۲رخسار لاله رنگ خوشت آتش ترست
  5. شمارهٔ ۵۳رویت که ازو عالم خوبی بنظام است
  6. شمارهٔ ۵۴زلف دلبر گیرم امشب آن شبست
  7. شمارهٔ ۵۵زلف عنبر شکنت مایه ده مشک خطاست
  8. شمارهٔ ۵۶زین پیش داشتم صنمی سیمبر بدست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.