پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

رویت که ازو عالم خوبی بنظام است

چشم بد از و دور یکی ماه تمام است

نی نی غلطم مه که و خورشید چه باشد

خورشید کنیز است ترا ماه غلام است

یک بنده روی رخت غره صبح است

یک چاکر هندوی خطت طره شام است

خرم نفسی کز درم آئی بسلامی

باز آی که منزل ز تو خود دار سلام است

ناکامی من زین فلک بیسرو پای است

از دوری آن هیچ مرا کار بکام است

خون ریختن من بچه فتویت حلال است

دیدار تو دیدن بچه تقویم حرام است

گشتم ز غم عشق تو ایدوست بحالی

کز هستی من نیست نشانی همه نام است

گر ز آنکه مرا در نظر آری و خیالم

پرسی ز یکی کابن یمین زین دو کدام است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵زلف عنبر شکنت مایه ده مشک خطاست
  2. شمارهٔ ۵۶زین پیش داشتم صنمی سیمبر بدست
  3. شمارهٔ ۵۷ساقی بیا که موسم آب چو آتش است
  4. شمارهٔ ۵۸سحرگه چون برانگیزد ز خواب آهنگ میدانت
  5. شمارهٔ ۵۹سبزه و آب روان باده گلگون بدست
  6. شمارهٔ ۶۰ساقیا برخیز کاکنون وقت می نوشیدنست
  7. شمارهٔ ۶۱ساقی قدحی در ده گر هیچ می ات باقیست
  8. شمارهٔ ۶۲ساقیا چون گل شکفت از می‌ْپرستی چاره نیست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.