پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

رخسار لاله رنگ خوشت آتش ترست

آبحیات در لب میگونت مضمرست

صبحست و شام هر دو بهم روی و موی تو

و آن صبح و شام هر دو چو کافور و عنبرست

چون ذره در هوای تو دلرا قرار نیست

تا روی دلربای تو خورشید انورست

بگداخت چون شکر دل من در میان شیر

تا عارضت چو شیر و لبت همچو شکرست

دایم در آن امید که باز آئی از درم

چشمم در انتظار تو چون حلقه بر درست

گفتم برای زیورت ایسرو سیمبر

پیوسته چشم و چهره من گوهر و زرست

لعلت بخون ابن یمین گر چه خط نمود

نا حق مریز خونش که آن خط مزورست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴زلف دلبر گیرم امشب آن شبست
  2. شمارهٔ ۵۵زلف عنبر شکنت مایه ده مشک خطاست
  3. شمارهٔ ۵۶زین پیش داشتم صنمی سیمبر بدست
  4. شمارهٔ ۵۷ساقی بیا که موسم آب چو آتش است
  5. شمارهٔ ۵۸سحرگه چون برانگیزد ز خواب آهنگ میدانت
  6. شمارهٔ ۵۹سبزه و آب روان باده گلگون بدست
  7. شمارهٔ ۶۰ساقیا برخیز کاکنون وقت می نوشیدنست
  8. شمارهٔ ۶۱ساقی قدحی در ده گر هیچ می ات باقیست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.