پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

روی زیبای تو آرایش هر انجمن است

لعل شیرین تو شور دل هر مرد و زن است

خال مشکین تو بر عارض خورشیدوشت

نقطه عنبر نو بر ورق نسترن است

بر بیاض رخ تو خط سیه باقی باد

کان سوادی‌ست کزو روشنی چشم من است

یا رب آن در خوشاب است و بناگوش چو سیم

یا سهیل یمن اندر بر ماه ختن است

هست در وصف دهانت سخنم تنگ مجال

آن دهن خود که تو داری چه مجال سخن است

نیش زنبور عسل بر گل سیراب رسید

نوش بنهاد در او و عسل اکنون دهن است

همچو سایه پی خورشید رخت چون نرود

دل که در گردنش از زلف تو مشکین رسن است

بشکست دل بیچاره کجا در نگرد

زلف مشکینت که سر تا به قدم پرشکن است

یوسف حسنی و یعقوب صفت ابن یمین

در فراق رخ تو ساکن بیت الحزن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳رویت که ازو عالم خوبی بنظام است
  2. شمارهٔ ۵۴زلف دلبر گیرم امشب آن شبست
  3. شمارهٔ ۵۵زلف عنبر شکنت مایه ده مشک خطاست
  4. شمارهٔ ۵۶زین پیش داشتم صنمی سیمبر بدست
  5. شمارهٔ ۵۷ساقی بیا که موسم آب چو آتش است
  6. شمارهٔ ۵۸سحرگه چون برانگیزد ز خواب آهنگ میدانت
  7. شمارهٔ ۵۹سبزه و آب روان باده گلگون بدست
  8. شمارهٔ ۶۰ساقیا برخیز کاکنون وقت می نوشیدنست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.