پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

روی شهر آرای یارم آفتابی دیگرست

هر زمانی زلف او در پیچ و تابی دگرست

بر رخ او قطره های خوی چو شبنم بر گلست

هر زمانی چون گلی و چون گلابی دیگرست

گفتم از روی خودم روشن نشانی باز ده

گفت آخر روشنست این آفتابی دیگرست

ز آتش سودای عشقش در جهان هر جا دلیست

بر سر خوان هوس هر دم کبابی دیگرست

تا بهار حسن رویش تازه ماند هر زمان

ز ابر چشم اشکبارم فتح با بی دیگرست

بر روانم درد عشق و بر دلم بار فراق

هر یکی ز اینها خرابی بر خرابی دیگرست

وعده وصلش اگر چه دلفریب آمد ولیک

دل بر آن نتوان نهادن کان سرابی دیگرست

جز رضای او نجوید در جهان ابن یمین

و آن صنم را هر زمان با او عتابی دیگرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲رخسار لاله رنگ خوشت آتش ترست
  2. شمارهٔ ۵۳رویت که ازو عالم خوبی بنظام است
  3. شمارهٔ ۵۴زلف دلبر گیرم امشب آن شبست
  4. شمارهٔ ۵۵زلف عنبر شکنت مایه ده مشک خطاست
  5. شمارهٔ ۵۶زین پیش داشتم صنمی سیمبر بدست
  6. شمارهٔ ۵۷ساقی بیا که موسم آب چو آتش است
  7. شمارهٔ ۵۸سحرگه چون برانگیزد ز خواب آهنگ میدانت
  8. شمارهٔ ۵۹سبزه و آب روان باده گلگون بدست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.