پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

خرامان میرود دلبر تعالی الله چه رفتارست

شکر میبارد از پسته بنا میزد چه گفتارست

بگرد چشمه نوشین چه خرم سبزه ئی دارد

خضر بر آبحیوانست و بر شنگرف زنگارست

نگارا از دلم یکدم غمت غائب نمیگردد

ندارم در جهان جز غم که دلجویست و دلدارست

من از جام می عشقت اگر مستم عجب نبود

عجب ز آنکس همی دارم که در دور تو هشیارست

سر اندر پایت افکندم گرفتی خرده‌ای بر من

منه آئین بیزاری که اندک مایه آزارست

ز چشم فتنه انگیزت بدی کردن چه آموزی

بیاموز از رخت آخر که او بس نیک کردارست

اگر ابن یمین گوید که از جانت نیم بنده

ازو مشنو که این دعوی پس اقرار انکارست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶دلا بدست گرفتی می این چه دستانست
  2. شمارهٔ ۴۷در عشق هیچ درد چو درد حبیب نیست
  3. شمارهٔ ۴۸دهن غنچه وشت پسته خندان منست
  4. شمارهٔ ۴۹دوش چه دانی مرا بیتو چه بر سر گذشت
  5. شمارهٔ ۵۰روی شهر آرای یارم آفتابی دیگرست
  6. شمارهٔ ۵۱روی زیبای تو آرایش هر انجمن است
  7. شمارهٔ ۵۲رخسار لاله رنگ خوشت آتش ترست
  8. شمارهٔ ۵۳رویت که ازو عالم خوبی بنظام است
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.