پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

تا بر گل سیراب تو از غالیه خالیست

حقا که مرا تیره تر از خال تو حالیست

طغرای خم ابروی مشکینت ندارد

مه گر چه از آن روی چو خورشید مثالیست

در باغ لطافت قد چون سرو روانت

چشم بد ازو دور برومند نهالیست

محراب دلست آن خم ابروت که گوئی

از غالیه بر پیکر خورشید هلالیست

بر دیده ره خواب فرو بست خیالت

نی نی غلطم بیتو مرا خواب خیالیست

گر تن شودم خاک ز هجرانت چه باکست

چون جان مرا هر نفسی با تو وصالیست

سودای وصال تو ز سر ابن یمین را

بیرون نرود گر چه که سودای محالیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰توئی که سایه زلفت شعار خورشیدست
  2. شمارهٔ ۴۱جبیب یار پاکدامن مطلع روز منست
  3. شمارهٔ ۴۲جانا دلم آمد بهوای سر زلفت
  4. شمارهٔ ۴۳چون بت من بر سمن زلف معنبر شکست
  5. شمارهٔ ۴۴خرامان میرود دلبر تعالی الله چه رفتارست
  6. شمارهٔ ۴۵خوشست آن پستهٔ خندان و خوش آن گفتارت
  7. شمارهٔ ۴۶دلا بدست گرفتی می این چه دستانست
  8. شمارهٔ ۴۷در عشق هیچ درد چو درد حبیب نیست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.