پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

توئی که سایه زلفت شعار خورشیدست

غبار خط تو نقش و نگار خورشیدست

فروغ روی تو کز لطف آب ازو بچکد

چو آتش است که در چشمه سار خورشیدست

بگرد عارض تو خط عنبرین گوئی

هلال غالیه گون بر کنار خورشیدست

بسان ذره دلم بیقرار گشت چو دید

که زیر سایه زلفت قرار خورشیدست

کسیکه دید بناگوش و در شهوارت

سهیل گفت مگر گوشوار خورشیدست

ز نور روی تو یکذره تافت بر خورشید

بحسن طلعت از آن اشتهار خورشیدست

بنور چهره خود ظلمت از دلم بزدای

از آنکه تربیت ذره کار خورشیدست

بسان دیده حربا همیشه ابن یمین

ز شوق روی تو در انتظار خورشیدست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲جانا دلم آمد بهوای سر زلفت
  2. شمارهٔ ۴۳چون بت من بر سمن زلف معنبر شکست
  3. شمارهٔ ۴۴خرامان میرود دلبر تعالی الله چه رفتارست
  4. شمارهٔ ۴۵خوشست آن پستهٔ خندان و خوش آن گفتارت
  5. شمارهٔ ۴۶دلا بدست گرفتی می این چه دستانست
  6. شمارهٔ ۴۷در عشق هیچ درد چو درد حبیب نیست
  7. شمارهٔ ۴۸دهن غنچه وشت پسته خندان منست
  8. شمارهٔ ۴۹دوش چه دانی مرا بیتو چه بر سر گذشت
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.