پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۳۹

ترا ز شکر شیرین از آن دمید نبات

که یافت پرورش از آب چشمه سار حیات

اگر نه چشمه حیوان دهان تنگ تو بود

بگوی تا ز چه پوشیده گشت در ظلمات

چو بر کشید قضا نیل حسن بر بقمت

مرا ز حسرت آن دیده گشت عین فرات

بیا که بیتو مرا لذت حیات نماند

حیات بیتو چگویم که هست عین ممات

شفای درد دلم لعل روحپرور تست

بیا که بیتو نیابد دلم ز درد نجات

دلی که بسته زلفین مشکبار تو شد

چو زلف پر شکنت کس نبیندش به ثبات

گشادم از پی وصل تو مصحف تقدیر

ز بهر فال بر آمد خط نخست برات

گرم چو خامه سر از تن به تیغ بر دارند

نگردم از خط فرمانت تا بروز وفات

بخاک ابن یمین گر گذرکنی روزی

هنوز بوی وفای تو آیدش ز رفات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱جبیب یار پاکدامن مطلع روز منست
  2. شمارهٔ ۴۲جانا دلم آمد بهوای سر زلفت
  3. شمارهٔ ۴۳چون بت من بر سمن زلف معنبر شکست
  4. شمارهٔ ۴۴خرامان میرود دلبر تعالی الله چه رفتارست
  5. شمارهٔ ۴۵خوشست آن پستهٔ خندان و خوش آن گفتارت
  6. شمارهٔ ۴۶دلا بدست گرفتی می این چه دستانست
  7. شمارهٔ ۴۷در عشق هیچ درد چو درد حبیب نیست
  8. شمارهٔ ۴۸دهن غنچه وشت پسته خندان منست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.