پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

بر ماه و سرو آید هر لحظه صد قیامت

ز آن سرو ماه طلعت و آنماه سرو قامت

گفتم کنم ز کویت عزم سفر ولیکن

چون دیدمت نکردم جز نیت اقامت

در ماجرای عشقت جان در میانه دل

دل نیست نو ارادت کاندیشد از غرامت

ور ترسی از ملامت از عاشقی حذر کن

زیرا که راست ناید این کار بی ملامت

دل بر جفات کردم خوش ز آنکه چون منی را

از چون توئی تمامست این لطف و این کرامت

از منزل سلامت آن لحظه رخت بر بست

مسکین دلم چو بشنید از زیر لب سلامت

تعییر میکنندم در عشق و می ندانند

کابن یمین ندارد بر عاشقی ندامت

گر مست عشق گردد آنکو امام شهرست

دانم که ننگش آید از منصب امامت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵بر سپهر حسن رویش آفتابی دیگرست
  2. شمارهٔ ۳۶بنده سروم بآزادی که چون بالای تست
  3. شمارهٔ ۳۷پرتو روی تو بر کسوت خوبی علم است
  4. شمارهٔ ۳۸تا بر گل سیراب تو از غالیه خالیست
  5. شمارهٔ ۳۹ترا ز شکر شیرین از آن دمید نبات
  6. شمارهٔ ۴۰توئی که سایه زلفت شعار خورشیدست
  7. شمارهٔ ۴۱جبیب یار پاکدامن مطلع روز منست
  8. شمارهٔ ۴۲جانا دلم آمد بهوای سر زلفت
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.