پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

بفروغ مهر رویش که مهست از آن عبارت

بفریب چشم مستش که دهد جهان بغارت

بنسیم جانفزایش که مسیح وار آرد

سوی کشتگان هجران بوصال جان بشارت

که دمد بجای خار از سرخاک ما گل تر

چون کند مزار ما را مه مهربان زیارت

اگر از بهار حسنش بچمن رسد نسیمی

عجب ار نگیرد از سر بگه خزان نضارت

بخط و عبارت او مر ساد چشم زخمی

که ندید کس چنان خط نشنید از آن عبارت

ز سر شک تر خرابست بنای صبر و شاید

که کسی میان طوفان ندهد نشان عمارت

پسر یمین ز پایش بچه روی سر بتابد

چو بآشکار دورش کند و نهان اشارت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰بحسن روی تو خورشید عالم آرانیست
  2. شمارهٔ ۳۱با من آن مهروی من نامهربان از بهر چیست
  3. شمارهٔ ۳۲باد صبا چون نقاب از رخ گل برگرفت
  4. شمارهٔ ۳۳بر ماه و سرو آید هر لحظه صد قیامت
  5. شمارهٔ ۳۴بر دلم از جور او امبار بار دیگرست
  6. شمارهٔ ۳۵بر سپهر حسن رویش آفتابی دیگرست
  7. شمارهٔ ۳۶بنده سروم بآزادی که چون بالای تست
  8. شمارهٔ ۳۷پرتو روی تو بر کسوت خوبی علم است
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.