پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

بحسن روی تو خورشید عالم آرانیست

بلطف رسته دندان تو ثریا نیست

توئی چو سرو ولی سرو ماهرخ نبود

توئی چو ماه ولی ماه سرو بالا نیست

ز جان غلام قد همچو سرو آزادت

شدم ولی سخن راست با تو یارا نیست

ز دست غم بر هم گر ترا بجانب من

نظر بعین عنایت بود فاما نیست

از اینطرف که منم نیست در میان میلی

میان تست اگر هست لیک پیدا نیست

بزلف کافرت ایمان ندارد ابن یمین

اگر چو زلف تو شوریده وش ز سودا نیست

ز چین زلف تو هر حلقه ئی بدست دلیست

عجب که مملکت زنگبار یغما نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲باد صبا چون نقاب از رخ گل برگرفت
  2. شمارهٔ ۳۳بر ماه و سرو آید هر لحظه صد قیامت
  3. شمارهٔ ۳۴بر دلم از جور او امبار بار دیگرست
  4. شمارهٔ ۳۵بر سپهر حسن رویش آفتابی دیگرست
  5. شمارهٔ ۳۶بنده سروم بآزادی که چون بالای تست
  6. شمارهٔ ۳۷پرتو روی تو بر کسوت خوبی علم است
  7. شمارهٔ ۳۸تا بر گل سیراب تو از غالیه خالیست
  8. شمارهٔ ۳۹ترا ز شکر شیرین از آن دمید نبات
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.