پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

با من آن مهروی من نامهربان از بهر چیست

با دلم دایم بکین آن دلستان از بهر چیست

آن نگار بی وفا را بی سبب چندین جفا

بر مراد دشمنان با دوستان از بهر چیست

هیچم اندر و هم ناید کان سبکروح جهان

بی سبب با دوستداران سرگران از بهر چیست

گر ندارد قصد صید جان مشتاقان خویش

غمزه و ابروی او تیر و کمان از بهر چیست

میکنم جان و جهان ایثار آن آرام دل

ور نباشد بهر اینجان و جهان از بهر چیست

در دهان دارد مدام ابن یمین وصف لبش

ور ندارد پس چنین شیرین زبان از بهر چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳بر ماه و سرو آید هر لحظه صد قیامت
  2. شمارهٔ ۳۴بر دلم از جور او امبار بار دیگرست
  3. شمارهٔ ۳۵بر سپهر حسن رویش آفتابی دیگرست
  4. شمارهٔ ۳۶بنده سروم بآزادی که چون بالای تست
  5. شمارهٔ ۳۷پرتو روی تو بر کسوت خوبی علم است
  6. شمارهٔ ۳۸تا بر گل سیراب تو از غالیه خالیست
  7. شمارهٔ ۳۹ترا ز شکر شیرین از آن دمید نبات
  8. شمارهٔ ۴۰توئی که سایه زلفت شعار خورشیدست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.