پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

بیتو ایجان و جهان کار من از دست برفت

دل شیدا ز برم تا بتو پیوست برفت

عقلم آمد که بصبرم کند ارشاد و لیک

چون مرا دید چنین شیفته ننشست برفت

سنبل زلف تو چون سلسله جنباند ز دور

بیخود از جا دل سودا زده برجست برفت

دل اسیر خم ابروی کمان پیکر تست

چاره ئی نیست کنون تیر چو از دست برفت

تا تو رفتی رمقی در تن من داشت مقام

او هم اندر عقبت بار سفر بست برفت

گفتم از عشق تو بی خویشتنم گفت بلی

هر که هشیار در آمد بر ما مست برفت

دسترس داشت بدان طرفه نگار ابن یمین

چشم بد تا که رسانید کش از دست برفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱با من آن مهروی من نامهربان از بهر چیست
  2. شمارهٔ ۳۲باد صبا چون نقاب از رخ گل برگرفت
  3. شمارهٔ ۳۳بر ماه و سرو آید هر لحظه صد قیامت
  4. شمارهٔ ۳۴بر دلم از جور او امبار بار دیگرست
  5. شمارهٔ ۳۵بر سپهر حسن رویش آفتابی دیگرست
  6. شمارهٔ ۳۶بنده سروم بآزادی که چون بالای تست
  7. شمارهٔ ۳۷پرتو روی تو بر کسوت خوبی علم است
  8. شمارهٔ ۳۸تا بر گل سیراب تو از غالیه خالیست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.