پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

ای مرا خاک کف پای تو چون آبحیات

در هوای توام از آتش غم نیست نجات

بر رخ همچو مهت نیل صبوحی که کشید

که مرا دیده شد از حسرت او عین فرات

دایه حسن لب لعل شکر بار ترا

راستی نیک بپرورد بدان تازه نبات

در نبات از لب شیرینت مگر چاشنی ایست

که بنزد همه کس تحفه شیرینست نبات

سبزه خط تو داند صفت لعل لبت

خضر داند بحقیقت صفت آبحیات

از چنان عارض اگر پرده ز رخ برداری

بت پرستان دگر اقرار نیارند بلات

آخر ایخسرو خوبان چه گنه کرد دلم

که بخونش لب شیرین تو آورد برات

تا کمان ستم ابروی تو آورد بزه

پیش تیر تو هدف وار نمودیم ثبات

گر پس از ابن یمین بر سر خاکش گذری

به مشام تو رسد بوی محبت ز رفات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸بفروغ مهر رویش که مهست از آن عبارت
  2. شمارهٔ ۲۹بیتو ایجان و جهان کار من از دست برفت
  3. شمارهٔ ۳۰بحسن روی تو خورشید عالم آرانیست
  4. شمارهٔ ۳۱با من آن مهروی من نامهربان از بهر چیست
  5. شمارهٔ ۳۲باد صبا چون نقاب از رخ گل برگرفت
  6. شمارهٔ ۳۳بر ماه و سرو آید هر لحظه صد قیامت
  7. شمارهٔ ۳۴بر دلم از جور او امبار بار دیگرست
  8. شمارهٔ ۳۵بر سپهر حسن رویش آفتابی دیگرست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.