پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

تا کرد زیر سایه نهان زلفت آفتاب

افتاد همچو ذره مرا دل در اضطراب

هر کس که چین زلف ترا گاه وصف گفت

مشک خطا نراند سخن بر ره صواب

زلف تو سنبلیست که لالاش عنبرست

جز خون سوخته نبود هیچ مشک ناب

از نازکی برون تنت دل بود پدید

ز انسان که سنگریزه پدیدست اندر آب

خواهم که همچو جان کشم اندر برت و لیک

بی زر ز سیمبر نتوان گشت کامیاب

چون چنگ سر فکنده به پیشم بغم مدام

کز جور دور کیسه تهی کرد چون رباب

دل میل جام لعل تو کردست چون کنم

زین نا خلف که باز فتادست در شراب

گفتم مگر بخواب ببینم خیال تو

لیکن مرا خیال محالست بیتو خواب

مهر تو باز در دل ابن یمین نشست

یعنی که جای گنج بکنجی بود خراب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰گر چه با ترکانه چشم مست او دارم عتاب
  2. شمارهٔ ۲۱گر از روی تو افتد عکس بر آب
  3. شمارهٔ ۲۲اگر معشوق سیم اندام اهلست
  4. شمارهٔ ۲۳ای ترک بده باده گلفام که عیدست
  5. شمارهٔ ۲۴ای قبله صاحبنظران روی چو ماهت
  6. شمارهٔ ۲۵آن کزو داریم درد دل دوای جان ماست
  7. شمارهٔ ۲۶ای مرا خاک کف پای تو چون آبحیات
  8. شمارهٔ ۲۷ایدل مده ببند سر زلف یار دست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.