پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

بر گل سیراب او بین سنبلی پر پیچ و تاب

شام اگر هرگز ندیدی صبح صادق را نقاب

گرد مشک سوده بر کافور می بیزد بلطف

تا بیکجا می نماید سایه را با آفتاب

سبزه خطش بگرد پسته شکر فشان

همچو عکس شهپر طوطی است برگلگون شراب

مردم چشمم ز عکس روی چون گلنار تو

همچو نیلوفر سپر میافکند بر روی آب

هر رگی چون ارغنونم ناله دیگر کند

گوشمال از بس که مییابم ز چنگش چون رباب

هم توان از وعده وصلش امیدی داشتن

گر کسی خوردست هرگز آبحیوان از سر آب

یک شبی مست خراب از شام تا وقت سحر

در بر خود دیده ام آنماه را اما بخواب

ناله ابن یمین از ترکتاز چشم اوست

از چه معنی میرود هندوی زلف او بتاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹روی شهر آر ای یارم گر نبودی آفتاب
  2. شمارهٔ ۲۰گر چه با ترکانه چشم مست او دارم عتاب
  3. شمارهٔ ۲۱گر از روی تو افتد عکس بر آب
  4. شمارهٔ ۲۲اگر معشوق سیم اندام اهلست
  5. شمارهٔ ۲۳ای ترک بده باده گلفام که عیدست
  6. شمارهٔ ۲۴ای قبله صاحبنظران روی چو ماهت
  7. شمارهٔ ۲۵آن کزو داریم درد دل دوای جان ماست
  8. شمارهٔ ۲۶ای مرا خاک کف پای تو چون آبحیات
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.