پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

ای قبله صاحبنظران روی چو ماهت

وی فتنه دوران قمر چشم سیاهت

صد خار نهد حسن تو خورشید فلک را

چون از گل سیراب دمد مهر گیاهت

ترسم که نشان بر رخ زیبات بماند

از غایت لطف ار کنم از دور نگاهت

عذر گنه شیفتگان روز قیامت

روشن شود ایحوروش از روی چو ماهت

بر درد دل ابن یمین ناله گواهست

خود بر دل من بنده چه حاجت بگواهت

درد دل ما را بلب لعل دوا کن

در گردنم ار باشد ازین هیچ گناهت

ایدل مکن آه ستم از وی که ندارد

آئینه حسن بت من طاقت آهت

گر میطلبی از ستمش روی خلاصی

جز حضرت نوئین جهان نیست پناهت

نوئین فلک مرتبه تالش که بدارد

اندر کنف معدلت خویش نگاهت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶ای مرا خاک کف پای تو چون آبحیات
  2. شمارهٔ ۲۷ایدل مده ببند سر زلف یار دست
  3. شمارهٔ ۲۸بفروغ مهر رویش که مهست از آن عبارت
  4. شمارهٔ ۲۹بیتو ایجان و جهان کار من از دست برفت
  5. شمارهٔ ۳۰بحسن روی تو خورشید عالم آرانیست
  6. شمارهٔ ۳۱با من آن مهروی من نامهربان از بهر چیست
  7. شمارهٔ ۳۲باد صبا چون نقاب از رخ گل برگرفت
  8. شمارهٔ ۳۳بر ماه و سرو آید هر لحظه صد قیامت
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.