پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

ای ترک بده باده گلفام که عیدست

وز دست مده جام غم انجام که عیدست

از رنج مه روزه چو جستی بسلامت

بزم طرب آرای بهنگام که عیدست

اعلام طرب عاقل اگر می نفرازد

او را ز سر علم کن اعلام که عیدست

می رونق ایام نشاط و طرب آمد

دریاب کنون رونق ایام که عید است

از تلخی می شاید اگر ترک شکر لب

شین ین کندم بار دگر کام که عیدست

ابروی تو چون ماه نوام دوش گه شام

فرمود که می نوش هم از بام که عیدست

ای ابن یمین چند نشینی بدر زهد

برخیز سوی میکده بخرام که عیدست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵آن کزو داریم درد دل دوای جان ماست
  2. شمارهٔ ۲۶ای مرا خاک کف پای تو چون آبحیات
  3. شمارهٔ ۲۷ایدل مده ببند سر زلف یار دست
  4. شمارهٔ ۲۸بفروغ مهر رویش که مهست از آن عبارت
  5. شمارهٔ ۲۹بیتو ایجان و جهان کار من از دست برفت
  6. شمارهٔ ۳۰بحسن روی تو خورشید عالم آرانیست
  7. شمارهٔ ۳۱با من آن مهروی من نامهربان از بهر چیست
  8. شمارهٔ ۳۲باد صبا چون نقاب از رخ گل برگرفت
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.