پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

بیاض غمزه روی و سواد طره شب

ز روی و موی نمود آن نگار شیرین لب

رخش سایه زلف اندرون بدان ماند

که آفتاب درخشان شود میانه شب

کنم تحمل جور رقیبش از پی آنک

ز مار مهره بدست آید و ز خار رطب

پیام دادم و گفتم که سوخت پیکر من

ز مهر روی تو چون از فروغ ماه قصب

جواب داد که من ماهم و تنت قصب است

قصب ز پرتو مه گر بسوخت نیست عجب

اگر چه آن صنم آذری خلیل منست

مرا عذاب چو نمرود میکند بلهب

بیا و بر لبم آبی زن ایمسیح نفس

که تاب مهر تو میسوزدم در آتش تب

ز سر برون نکنم جستجوت در همه عمر

اگر چه در تک و پویم شکست پای طلب

سفر ز کوی تو ابن یمین چگونه کند

که باشد از رخ و زلف تو ماه در عقرب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸تا کرد زیر سایه نهان زلفت آفتاب
  2. شمارهٔ ۱۹روی شهر آر ای یارم گر نبودی آفتاب
  3. شمارهٔ ۲۰گر چه با ترکانه چشم مست او دارم عتاب
  4. شمارهٔ ۲۱گر از روی تو افتد عکس بر آب
  5. شمارهٔ ۲۲اگر معشوق سیم اندام اهلست
  6. شمارهٔ ۲۳ای ترک بده باده گلفام که عیدست
  7. شمارهٔ ۲۴ای قبله صاحبنظران روی چو ماهت
  8. شمارهٔ ۲۵آن کزو داریم درد دل دوای جان ماست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.