پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

بر من گذشت آن پسر شنگ نوش لب

رخ در میان زلف چو مه در سواد شب

پیش خط هلال وش و روی چون مهش

خورشید را ندید کسی عنبرین سلب

با وی رقیب همره و آری چنین بود

دائم خمار با می و خار است با رطب

میرفت و پای تا سرم از تاب مهر او

میسوخت آنچنانکه بسوزد زمه قصب

با چشم آهوانه او تاب در دلم

افکند و همچو شیر همی سوزدم ز تب

دست از دو کون شسته ام ای دوست بهر تو

ور ز آنکه دشمنان شمرند اینسخن عجب

آتش بیار و خرمن عشاق را بسوز

کآتش کند پدید که عود است یا حطب

هر فتنه را بود سببی شکر حق در آن

بهر هلاک ابن یمین هم توئی سبب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷بر گل سیراب او بین سنبلی پر پیچ و تاب
  2. شمارهٔ ۱۸تا کرد زیر سایه نهان زلفت آفتاب
  3. شمارهٔ ۱۹روی شهر آر ای یارم گر نبودی آفتاب
  4. شمارهٔ ۲۰گر چه با ترکانه چشم مست او دارم عتاب
  5. شمارهٔ ۲۱گر از روی تو افتد عکس بر آب
  6. شمارهٔ ۲۲اگر معشوق سیم اندام اهلست
  7. شمارهٔ ۲۳ای ترک بده باده گلفام که عیدست
  8. شمارهٔ ۲۴ای قبله صاحبنظران روی چو ماهت
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.