پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

ای گشته از صفای رخت شرمسار آب

از تشنگان لعل لبت وا مدار آب

جانم میان آتش هجران بباد رفت

گر چه ز دیده هست مرا در کنار آب

لعل تو آتشیست که چون شعله برکشد

بگشایدم ز دیده یاقوتبار آب

از نو بهار روی تو اشکم فزون شدست

آری فزون شود همی از نوبهار آب

از لطف تست جانم و جانم همه توئی

خیزد بخار از آب و شود هم بخار آب

ابن یمین چو دید که بی هیچ موجبی

بردش ز روی کار غم غمگسار آب

گفتم کنون بمردم چشمم امیددار

آرد ز لطف روی تو بازم به کار آب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶بیاض غمزه روی و سواد طره شب
  2. شمارهٔ ۱۷بر گل سیراب او بین سنبلی پر پیچ و تاب
  3. شمارهٔ ۱۸تا کرد زیر سایه نهان زلفت آفتاب
  4. شمارهٔ ۱۹روی شهر آر ای یارم گر نبودی آفتاب
  5. شمارهٔ ۲۰گر چه با ترکانه چشم مست او دارم عتاب
  6. شمارهٔ ۲۱گر از روی تو افتد عکس بر آب
  7. شمارهٔ ۲۲اگر معشوق سیم اندام اهلست
  8. شمارهٔ ۲۳ای ترک بده باده گلفام که عیدست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.