پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

هر که بیند رخ آندلبر یغمائی را

نکند هیچ ملامت من شیدائی را

جان زیان کرد دلم بر سر بازار غمش

وینزمان سود بود این دل سودائی را

دلبرا زلف تو عیسی دم و زنار و شست

بو که احیا نکند ملت ترسائی را

تا نیابد ز رخت شمع فلک پروانه

روشنائی ندهد گنبد مینائی را

ز آنکه آن خط مسلسل چو محقق گردد

بیگمان نسخ کند آیت موسائی را

کاش بینم نفسی خیل خیال تو بخواب

تا بدو باز برم محنت تنهائی را

گفته بودم که بگویم غم دل پیش رخت

خود گشادی رخ و بستی در گویائی را

عشق آمد ز در ابن یمین رفت شکیب

کی بود طاقت عشق تو شکیبائی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵بر من گذشت آن پسر شنگ نوش لب
  2. شمارهٔ ۱۶بیاض غمزه روی و سواد طره شب
  3. شمارهٔ ۱۷بر گل سیراب او بین سنبلی پر پیچ و تاب
  4. شمارهٔ ۱۸تا کرد زیر سایه نهان زلفت آفتاب
  5. شمارهٔ ۱۹روی شهر آر ای یارم گر نبودی آفتاب
  6. شمارهٔ ۲۰گر چه با ترکانه چشم مست او دارم عتاب
  7. شمارهٔ ۲۱گر از روی تو افتد عکس بر آب
  8. شمارهٔ ۲۲اگر معشوق سیم اندام اهلست
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.