پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش چهارم

بخش ۳۰ - در امر به نیکی ونهی از بدی

هم تخم نیکی نشان درجهان

که نیکی تو را حاصل آید از آن

نکوئی ثمرهای نیکودهد

به توهر چه خواهی به از اودهد

چرا تا بود خوب کس بد کند

چرا از بدی خویش را ددکند

مکن بدبه کس گر که دانشوری

که لابد بود کار را کیفری

ثمر میدهد بد بد وخوب خوب

ز خوبی بود نیزستر عیوب

کنی نیکی از کشت بدکی درو

نبرده است گندم کس از کشت جو

هر آنکس که بدگو وبدخو کند

پی فتنه است وبلاجو بود

به دنیا کس ارتخم نیکی بکاشت

وی از بهر خود نام نیکی گذاشت

کس ار کرده بدکم از او یاد کن

ز بد کردنش نیز کم گوسخن

بکن نیک بد گرچه بینی سزا

که یزدان دهد نیک و بد را جزا

ادامه‌ی بخش چهارم

  1. بخش ۳۲ - در صبر وصابریبه غم صبر کن بیقراری مکن
  2. بخش ۳۳ - در پندو اندرزز سرتا به پا خویش را هوش کن
  3. بخش ۳۴ - درنماز و روزهبه کار نماز آی و سستی مکن
  4. بخش ۳۵ - درگرامی داشتن میهمانبود تحفه ای از خدا میهمان
  5. بخش ۳۶ - در اطاعت از پدر ومادربشو با پدر مادرت آنچنان
  6. بخش ۳۷ - درمذمت نسوانوفا و صفائی مجو از زنان
  7. بخش ۳۸ - در ادای سخن گویدنپرسند تا از تو چیزی مگو
  8. بخش ۳۹ - در پنهان داشتن رازتو با دوست هم راز خود را مگو
همه‌ی بخش چهارم ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.